دیگه قهر و آشتی هامون معنی ندارهدیگه آشتی هامون لذت بخش نیستدنبال بهانه ایم که با هم قهر کنیمانگار بدون هم بهتر میتونیم زندگی کنیمدیگه حتی اگه بدون اطلاعش برم بیرون براش مهم نیستدیگه مریض شدن و درد کشیدنش واسم مهم نیستدیگه هیچیش واسم مهم نیستحرف زدن پشت سر خانواده ام مارو به اینجا رسوندمن مرشور بودم و عاشق ولی اون عشق سرش نمیشد و نمیفهمیدکم کم عاشق شد و معنی عشق را فهمیدبرای هم مهم بودیم و من یه نقطه ضعف داشتم اونم خانوادم بودمن هر کسی را دوست داشته باشم حتی بی دلیل و حتی به غلط ازش دفاع میکنمهر وقت ازدواج کردید فکر نکنید میتونید با دو روز خوب بودن بشید همه چیز طرف و اینقدر خودتون را بالا تصور نکنید که فکرکنید با 2 روز با هم بودن طرف شما را از خانواده و دوستان چند سالش بیشتر دوست داره.... نه اینطور نیستاگه اینطور بود باید از رابطتون بترسید چون اون آدم حتی بعد از چندسال زندگی میتونه به راحتی با فرد دیگه ای که 2 روز دیده جایگزینتون کنهبترسید که میتونه به راحتی پشتتون را خالی کنهاون در مورد خانودم بد حرف زد و من دفاع کردم و از اینجا حساسیت اون بیشتر شد و بیشتر حرف زد تا خودشو ثابت کنه و به این نتیجه برسه که اون برای من نسبت به خانوادم ارجحیت داره ولی به اینجا رسید که قیدشو زدمخودشیفته ی مغروراینجور آدما عشقشون و رابطه باهاشون فقط به نفع خودشونههیچوقت نخوایید خودتون را برای کسی ثابت کنید یا نشون بدید مهمید و باید اولویت اولش باشیداینکاد فقط شما را خورد میکنهمن چندین بار به زبان اوردم که اگر این کارو ادامه بده ازش سرد میشم علاقه ام را نسبت بهش از دست میدماونم دفعه ی قبلی که پست گذاشتم به زبان آورد که اگه اینطوره اونم بهم علاقه ای ندارهزندگیمون مثل یه زندگی نباتیهخانواده بی روح این
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: بهراد کاظمیان
تاريخ: شنبه
18 تير
1401 ساعت: 19:44